سلام
این عکس از ابطحی در مرخصی ساعتی برای افطار را تماشا کنید

نامه ابطحی به فارس درباره وبلاگش
محمدعلي ابطحي در واكنش به مسدود شدن وبلاگ شخصي خود طي نامهاي اين حركت را غيراخلاقي خواند و نوشت: هك كردن هميشه يك كار غير اخلاقي است و بخصوص اگر از سوي كاربراني باشد كه هميشه با سانسور مخالفت ميكردهاند.
به گزارش فارس، متن نامه محمدعلي ابطحي در واكنش به مسدود شدن وبلاگ شخصي خود به اين شرح است : پس از آنكه از هفته گذشته تمهيداتي ايجاد شد كه در درون زندان اوين بتوانم وبلاگم را بنويسم و با متوليان امر به اين نتيجه رسيدم كه آنها فقط بتوانند بگويند نكاتي را حذف كنم و موضوعات را من خود انتخاب كنم و بنويسم. اين كار آنقدر مورد استقبال قرار گرفت كه پديدهاي مهم در تاريخ وبلاگنويسي شد.
مراجعه مستقيم به سايت روزانه از صد هزارنفر فرا رفت. خيلي القا كردندكه اينها نوشتههاي خودم نيست و بازجويان فشار آوردهاند كه وبلاگ بنويسم و يا آنان نوشتهاند.
گمانم بر اين است كه خود آنان هم ميدانند كه من ادبيات خاص خودم را دارم و كسي نميتواند به جاي من بنويسد. اما ديروز فراخوان عمومي در سطح جامعه مجازي براي هك كردن سايت من صورت گرفت. هك كردن هميشه يك كار غير اخلاقي است و بخصوص اگر از سوي كاربراني باشد كه هميشه با سانسور مخالفت ميكردهاند. اين فراخوان عمومي به هك كه خود از پديدههاي غير قابل ما در دعوت به سانسور از سوي كساني است كه هميشه از سانسور نالان بودهاند.
ديروز اين فراخوان نتيجه داد و در يك حمله وسيع به سايت من،آن را از كار انداختند و علاوه بر آن فيس بوك من نيز كه 5 هزار عضو و 3 هزار نفر در ليست انتظار داشته است از رده خارج شد.
تاسف عميق خود را از اين برخورد غيرفرهنگي و غيراخلاقي اعلام ميدارم. اميدوارم با تلاشهايي كه در حال انجام است امكان ارتباط دوباره با خوانندگان داشته باشم. همين نكته اميددارم زودتر آزاد شوم تا همين مطالب را در فضاي آزادي بنويسم تا تاثيرفراوانتري داشته باشد.
ایران نوشت:
میرحسین موسوی در دیدار اخیر خود با تعدادی از روزنامهنگاران اصلاحطلب و فعالین سیاسی این طیف که هفته گذشته انجام شده، ادعاهای جدیدی را مطرح کرده است.
در این دیدار برخی از حاضرین توجه موسوی را به افشاگریهای اخیر متهمان کودتای مخملی و تأثیر آن بر فضای عمومی کشور جلب کرده و بر این مبنا طرح بحث «تقلب» را بی فایده دانسته اند.
حاضرین همچنین با اشاره به اعترافات و افشاگری اشخاصی مانند محمد علی ابطحی، سعید حجاریان، محمد عطریانفر، عبدالله رمضانزاده و دیگر نزدیکان موسوی، از آخرین نخست وزیر کشور درباره میزان فایده مندی این ادعا برای مقابله با دولت سؤال میکنند.
موسوی اما در پاسخ به سؤال حاضران، ادعای جدیدش را مطرح کرده است.
او در اظهاراتی تأملبرانگیز مدعی شده که مسئولان قضایی و بازپرسها، برای انجام عملیات روانی بر روی متهمین، آرم روزنامه «اعتماد» و «اعتماد ملی» را بر روی روزنامه هایی که محتوای متفاوتی دارند، جعل کردهاند.
مطابق ادعای موسوی در این روزنامهها، تیترهایی درباره عقب نشینی او از ادعاهایش درباره تقلب به چاپ رسیده است تا زندانیانی که برمبنای ادعای او «به هیچ منبع خبری دسترسی ندارند» آن را باور کنند و از پافشاری بر تقلب دست بکشند!
آفتاب یزد نوشت:
دیده بان حقوق بشر با ارسال نامهای به صادق لاریجانی رئیس جدید قوه قضائیه ضمن ادعای وجود بازداشتگاههای مخفی در ایران که در اختیار بعضی نهادها میباشد خواستار تعطیلی این بازداشتگاهها شد.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دیدهبان حقوق بشر در این نامه همچنین از صادق لاریجانی خواسته است که در خصوص گزارش هایی مبنی بر انجام شکنجه در بازداشتگاه کهریزک و زندان اوین تحقیق کند.
خبر ایرنا از مهدی .ه
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۰ ۱۳۸۸/۶/۱۰
چند تن از منابع آگاه ويژه خواري ها و تخلفات کلان مالي و اقتصادي "مهدي . ه" از سوي گردانندگان يک مجمع مشورتي تهديد شده اند.
درحالي که پرونده نامبرده به عنوان يکي از عوامل اصلي آشوب هاي سياسي و خياباني قبل و پس از انتخابات تکميل شده، برخي گماشتگان خانوادگي وي در مجمع مذکور از بيم الصاق اسناد مربوط به تخلفات کلات مالي و ويژه خواري هاي وي در حوزه هاي نفت و گاز به پرونده مذکور، اخيرا تعدادي از عناصري که به اسناد و مدارک مربوطه دسترسي و از مفاد آنها اطلاع دارند را احضار کرده و پس از تلاش ناکام براي تطميع آنها، به تهديد اين عده روي آوردند تا مبادا سند و مدرک عليه " مهدي . ه " به مراجع ذيصلاح بدهند.
به نظرمي رسد پروژه " تهديد منابع آگاه " کمي دير کليد خورده و متهم بايد علاوه بر ايجاد اغتشاشات خياباني و تحريکات سياسي درانتخابات اخير، پاسخگوي تخلفات و سوء استفاده هاي اقتصادي و مالي سال هاي گذشته خود نيز باشد.
خانواده هاشمی رفسنجانی از زبان خودش
هاشمی رفسنجانی: اگر خلافی از بچههایم ببینم، نمیگذرم
سایت ایت الله هاشمی رفسنجانی، مطلبی را با عنوان "خانواده هاشمی رفسنجانی از زبان خودش " منتشر کرده است.
در این مطلب آمده است:
* ازدواج
در سال 1337 در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجتالاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهرهمند بودند. همسرم از خانوادهای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزهها دارد.
ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان - زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم - گذاشته شد.
* همه بچههای من
خانواده من وارد سیاست نشدند. دخترانم یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند.
-محسن
پسرانم، محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت. به ایران آمد، مشغول کار در موشکسازی شد. رشتهاش مربوط به بدنه موشکسازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمهکاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد که آنهم کاری مخفی بود. کسی را میخواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست.
-مهدی
مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لولههای کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفهجویی و محیطزیست خوب است.
-یاسر
یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود کفایی پنیر کار میکرد. آن موقع مشکل ما در کشور این بود که کسی دنبال صنایع تبدیلی نمیرفت. دامداران مشکل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راهاندازی کارش بود. الان هم در دفتر من در مرکز تحقیقات است.
* در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت میکنند
پس بچههای ما در کار سیاست نیامدند. اما حُسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بیرودربایستی برخورد میکنند. مخفیکاری و ریاکاری نمیکنند و هر چه هستند، نشان میدهند. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت میکنند. این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند.
البته یک بحث اساسی دارم که میتوانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیسجمهور هستید، برایتان بس است. اگر این تفکر عام شود، بچههای شخصیتها نمیتوانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضیها سوء استفاده کنند. شاید بعضیها راضی باشند که بچههایشان هیچ کاری نکنند و نانی بخورند و بگردند. چرا باید این گونه باشند؟ حداقل باید مثل مردم عادی کار کنند. جرمشان این است که پدرشان مسئولیت بالایی دارد.
* خودم مواظبت میکردم که آلوده نشوند
هر مدیری در سطح خود میتواند این مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگیزی است. خودم مواظبت میکردم که آلوده نشوند. ضمن اینکه نمیخواستم جلویشان را بگیرم که برای مملکت کار نکنند.
دلم برای مملکت میسوزد و هر کسی که کار میکند، خوشم میآید. مثلاً در ورزش بانوان شاید کسی جز فائزه من نمیتوانست این طلسم را بشکند. همین بنیاد بیماریهای خاص ده پانزده سال است دارد کار میکند، ولی هنوز در کشور فاجعه است. بیماریهای بد هموفیلی، تالاسمی، سرطان و کلیوی متولی مشخص نداشتند.
*دلم میخواست یکی از بچههایم طلبه شود
در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست. در مورد خود من هم نبود. همیشه با انتخاب و آزادی کار کردیم. گاهی پدرم سختگیریهایی میکرد. ما سختگیری نمیکنیم که بچهها چه شغلی انتخاب میکنند. البته تا حدی که کار بدی نکنند و مباح و عادی باشد. از دور مواظبم که مسایل دینی و عقاید و اعمال عبادی را رها نکنند. مثلاً به گونهای ترتیب میدهم که صبحها برای نماز بیدار شوند. اما سعی میکنم خودشان انتخاب کنند.
احتیاجی به اوقاتتلخی نداریم که فضای عاطفی خانواده را بهم بزنیم. میدانند که اگر خلافی از آنها ببینم، نمیگذرم. اینکه چگونه جبران کنند، بستگی به شرایط من دارد. لذا مجموعهای داریم که هم مواظبت مرئی و غیرمرئی در آن هست و هم آزاد میشوند و هر کاری که میخواهند - ولو با سلیقه من نسازد - دنبال میکنند. مثلاً دلم میخواست یکی از بچههایم طلبه شود. اما آنها انتخاب نکردند و من هم نگفتم حتماً بروید طلبه شوید. معمولاً روحانیون معروف یکی از بچههایشان را طلبه میکنند تا وارث آنها در آن بخش باشند. من به خودشان واگذار کردم
مرجع تابناک دات کام
این عکس رو که تو سایت تابناک دات آی آر/ الویری در مورد دروغ ۲۰:۳۰در مورد ترانه موسوی هستش رو ببینید
