بنام خدا
سلام به دوستای خودم یه داستانی پیش اومد که دلم خیلی براتون تنگ شد

همه ی دوستان عزیز مثل سوزان و اردل و همه و همه که واقعا تو این چند وقته که نیستم حسابی شرمنده کردید و وب و نذاشتین بخابه

این هدیه ی من به شما بهترین دوستای دنیا

اینم برای کسایی که عکسش براشون نمیاد تو یه صفحه ی جداگونه این عکسو ببینید
دانلود
درمورد تیکر دیگه فکر نکنم نیازی به توضیح باشه
عزیزان دیگه تیکر اونقدر معروفه که نیازی به معرفیش نباشه .یه زمانی هرکی میومد تو اتاقم و پوستر های رنگ و وارنگ تیکر و میدید نمیشنتخت اما الان از چوپون گرفته تا استاد میشناسنش این خیلی غرور آوره.
راستش دلیل اینکه خیلی دلم بذاتون تنگ شد این بود که امروز تو کلاس یکی از بچه ها داشت از این وب تعریف میکرد (البته قابل دار نیست بخدا) ولی نمیدونست که من مدیرشم عیت این قشیه تا به حال برام ۲ بار دیگه هم پیش اومده بود اما همیشه بشکل مخفی حال میکردمو رو نمیکردم تا اینکه رفیق فابم رو کرد که اون وب ماله منه . خلاصه کلی تعجب کرد که بابا من مثلا تو درس گنده ی کلاسمو از این جور حرفا منم هیچی نگفتم که یه دفه یاد شما افتادم . گفتم گور بابای هرچی درس رفقا رو بچسب
خلاصه اومدم براتون عکس بذارم .

دانلود

این عکس ماله ۲۰۰۷هست


تیکر به هکراه بیرر در استادیوم بیسبال


سوزان عزیز تیکر خیلی به همسرش علاقه داره و اینو از روی خالکوپی روی گردنش میشه فهمید (اون خالکوبی به گفته ی خودش دردناک ترین خالکوبیش بود اما شیرین.(البته میدونید که تیکر دو تا زن داره ) یکی خانوم بزرگ و یکی خانوم کوچیک (سارا)که در واقع دختر عمویه تیکره
درمورد گارسی و لگاسی ئخترای تیکر عکساشو باید بگردم خدایی اگه پیدا کردم حتما ولی فکر کنم فیلمشو داشته باشم که دخترش وقتی خیلی کوچیک بود بعد مسابقه ی تیکر تو استادیوم کلی گریش گرفتو تیکر بقلش کردو با خودش برد اگه پیداش کنم حتما.
دیگه نظرا چی بود
تیکر با باتیستا کلکلشو شروع کرد تا دوباره یه حالی بهش بده راستی داور این مسابقه توسط طرفداران انتخاب میشه بین استان کلد -میک فولی - برادشاو (البته استان کلد میشه به نظر من ) اما تجربه ی من نشون میده هیچوقت به این زودی کمربند عوض نمیشه تو ای سطح گسترده اما ایشالله می بره و به ظر من تیکر باتوجه به صلاحیتش طی اتفاقی ناجوان مردانه می بازه و تو بازیه بعدی میبره (تجربه که اینجوری ثابت کرده اما خودتون میدونید ک دل من چی میخاد)
این عکسایی که ایندفه گذاشتم همچین عکسای مالی نبودن ایشالله دفعه ی بعد یه چیزایی میذارم ت جیگرتون حال بیاد و بدونید انتظار تو قبرستان آندرتیکر نتیجش چیه.
اول از سوزان عزیز و اردل و دوستان تیکریه دیگه (بخدا الن اسم هیشکی یادم نمیاد آخه این دوتا از بچه های گل زیاد نظر دادن قشنگ تو خاطرم هستن تا همیشه آهان رفیق فابم اصغر گل او ن عزیزی که چفت از اول مطالب و خوند دستش درست راستی بچه ها مطالب قبلی رو بخونبد چون مطالبی که من ترجمه کردم وقتی گذاشتم مثل بمب تو اینترنت ترکید اونا واقعا ارزش دارن اگه نتونستید پیدا کنید بگید تا براتون بذارم.
راستی بچه ها نظرات خیلی بهم انرژی داد بعد اگه غلط املایی زیا بود ببخشید آخه اینچا خیلی تاریکه (چرا میخندی؟))اصلا کیبورد و خوب نمیبینم
بای